فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

32

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

كرده‌اند . آنها اين بازى را از شاگردان كالج اصفهان ، كه اولياى آن را مبلغان مسيحى تشكيل مىدهند ، فرا گرفته‌اند . تا چند سال قبل جوانان ايرانى براى تفريح تنها به لميدن در لب جويبار آب روان اكتفا مىكردند . هر ساختمانى در اصفهان براى خود داستانى دارد . در ميدانى كه مشرف به « عالىقاپو » است ساختمانهايى وجود دارد كه مراكز تجارت ترياك اصفهان است . نماى خارجى اين ابنيه به يك قصر ساختگى شباهت دارد . صدور اين دارو كه خواص مختلفى دارد اكنون تحت نظارت مقامات دولت ايران است و يكى از مسائلى است كه دولت تصميم به حل آن گرفته است . در خارج شهرهاى اصفهان و شيراز و كرمان و يزد مزارع وسيعى از خشخاشهاى سفيد و درخشان ديده مىشود كه با نسيم به اهتزاز در مىآيند و مانند فوجى از زنان تارك دنيا در يكى از جشنهاى مذهبى بىگناه و معصوم به نظر مىرسند ؛ ولى نه براى مدت زيادى . چه اين منظره باشكوه در زير آفتاب شرق بيش از يك هفته دوام نمىآورد . گلبرگهاى آنها به زودى معصوميت و بىگناهى خود را از دست مىدهند و با شرمندگى به زمين مىافتند . گويى خود مىدانند كه حاوى مخدرترين عصاره‌هاى دنيا هستند . در اين موقع ، بوتهء خشخاش در حدود 3 پا طول دارد و رشد آن هنوز كامل نيست . حقه‌هاى خشخاش اكنون با سر زيبايى كه مىتواند الهام‌بخش مجسمه‌سازها و سفالگران قرار گيرد بدون شرم و خجالت بر پاى ايستاده است . در حالى كه رعاياى ايرانى اين مزارع را محاصره مىكنند و با جديت تمام هر يك از اين حقه‌ها را با آلت مخصوصى تيغ مىزنند . اين آلت از نزديك شبيه چوب قلم ولى قدرى ضخيم‌تر از آن است و دو سر آن تيز است و بيشتر شبيه سوزن غلطكهايى است كه در جعبه‌هاى آواز كه اكنون ديگر مرسوم نيست ديده‌ايم . اين تيغهاى خشخاش را به طرق مختلف توصيف كرده‌اند . مىگويند بعضى از آنها داراى سه يا چهار تيغ و برخى ديگر داراى هفت تيغ كوچك مىباشند . شاردن در سال 1666 چنين مىنويسد : « در ساير كشورها نيز خشخاش به مقدار زياد يافت مىشود ولى در هيچ يك از آنها شيرهء آن مانند شيرهء خشخاشهاى ايران زياد و پرمايه نيست . اين گياه چهار پا طول دارد و برگهاى آن خيلى سفيد است و در ماه ژوئن مىرسد . در اين موقع سر آن را تيغ مىزنند و شيرهء آن را بيرون مىآورند . ايرانيان به نيّت دوازده امام آن را دوازده بار ، با فاصله از انداختن ميان هر سه نوبت ، به وسيلهء مته‌اى كه سه لبه دارد و شبيه دندانه‌هاى شانه است تيغ مىزنند . »